حسن مرسلوند

32

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

جهانسوز از جمله جوانان وطن دوست و ضد ديكتاتورى رضا شاهى بود . او كه تحت تأثير پيشرفتهاى اوليهء آلمان نازى واقع شده بود ، تبليغات وسيعى را در راه ترويج ناسيوناليسم و مبارزه با روس و انگليس آغاز كرد . هوادارى از آلمان سابقهء ديرينه‌اى در ميان روشنفكران و آزادىخواهان ايرانى داشت . در جنگ جهانى اوّل كسانى همچون مرحوم سيد حسن مدرس بنا به اعتراف خود با آلمانها رابطه داشت و حتى از آلمانها كمك مالى نيز براى امور مهاجرين دريافت كرده بود . هم‌زمان با جنگ بين‌المللى اوّل ، اعتقاد عمومى مردم ايران براين بود كه ويلهلم امپراتور آلمان مسلمان شده و حتى بر او نام محمد ويلهلم نهادند . از طرفى با روى كار آمدن هيتلر و ژست سياسى مخالفت با روس و انگليس ، همچنين مطرح كردن نژاد آريايى داشتن آلمانها ، بسيارى از آزادىخواهان ايرانى جذب شعارهاى نازيسم شدند و به حمايت از آنان پرداختند . البتّه اين موضوع قبل از رسيدن آوازهء كشتار و جنايتهاى هيتلر به ايران بود . هوادارى ايرانيان از آلمانيها يك دليل سياسى ديگرى نيز داشت و آن اينكه استعمار طولانى روس و انگليس در ايران و تجاوزات سياسى و نظامى اين دو كشور وضعيتى را به وجود آورده بود كه هر كشورى كه با اين دو قدرت وارد جنگ مىشد ، طبيعتا مورد حمايت مردم ايران واقع مىشد . محسن جهانسوز به اتفاق تعدادى ديگر از افسران و دانشجويان دانشكدهء افسرى ، جمعيتى را تشكيل دادند كه از نوع فعاليت و اهداف اين جمعيت اطلاع صحيحى در دست نيست و تنها چيزى كه هست گزارشاتى است كه توسط شير على حيدرى دانش‌آموز آموزشگاه ستوانى ، به مقامات بالاتر رسيده و نهايتا توسط ركن الدّين مختار رئيس شهربانى جنايتكار وقت به سمع شاه رسانده شده است . البتّه چنين به‌نظر مىرسد كه هركدام از اين گزارشگران براى برجسته جلوه دادن خدمت خود ، قضيه را بزرگتر از حدّ واقعى نشان داده‌اند . شير على حيدرى به سرلشكر يزدان‌پناه فرماندهء وقت دانشكدهء افسرى چنين گزارش داده بود : « تيمسار سرلشكر ، عده‌اى از افراد ماجراجوى دانشكدهء افسرى در نظر دارند به حيات اعليحضرت همايونى سوءقصد كنند . » و سپس كتبا چنين مىنويسد : « عده‌اى از افسران و دانشجويان دانشكدهء افسرى براى سوءقصد عليه اعليحضرت همايون شاهنشاهى و