حسن مرسلوند
87
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
ميرپنج » تدارك يك كودتاى نظامى را در ايران ديد . اين كودتا در سوم اسفند 1299 به سركردگى « رضا خان ميرپنج » و « سيد ضياء الدّين طباطبائى » ( روزنامهنگار مشكوك الهويّه سياسى ) با اشغال نظامى تهران توسط ديويزيون قزاق مستقر در قزوين بوقوع پيوست . پس از كودتا و سقوط كابينه فتح الله اكبر ( سپهدار رشتى ) ، دولت كودتا بر سر كار آمد و اين كابينه كه در تاريخ ايران بنام « كابينه سياه » مشهور است پس از حدود چهار ماه ساقط شد ، طى اين مدت رضا خان با يكپارچه كردن قواى نظامى ايران موفق شد به صورت يك فرمانده محبوب نظامى متجلّى گردد . او از اين محبوبيت استفاده كرده و ابتدا با سركوب شورشهاى مختلف و از بين بردن ملوكالطوايفى و تأمين امنيت براى مردم ايران خود را به صورت منجى ايران نشان داد . و سپس با نمايشهاى مذهبگرايانه از قبيل شركت در دستههاى سينهزنى و رفتن به اماكن مذهبى با سر و پاى برهنه و . . . توجه روحانيون و عناصر مذهبى را نيز به خود جلب نمود . رضا خان طرفدارانى نيز در مجلس و در سطوح مختلف سياسى و مذهبى ايران بدست آورد ، با دولتهاى مختلف به مخالفت برخاست و مدارج ترقى را از وزارت جنگ شروع كرد و پس از آن در مهر ماه 1302 حكم نخستوزيرى را از احمد شاه گرفت . در مدت رئيسالوزرائى سردارسپه ، كشمكشهاى نهانى بر سر قدرت بين او و احمد شاه جريان داشت ، رضا خان ابتدا « جمهورى » شدن ايران را مطرح كرد و با بيان اين نكته كه جمهورى مترقىتر از سلطنت است مىخواست كه حريف را از ميدان بدر كرده و به ترفندهايى پست مادامالعمر رياست جمهورى را مانند « مصطفى كمال آتاتورك » از آن خود سازد . اين حيله سردارسپه با ايستادگى مرحوم « مدرس » در مجلس و غوغاى مردم كه نمىدانستند جمهورى چيست بلكه فقط اين شيوه حكومت سياسى را مخالف مذهب خود تشخيص مىدادند ، عملى نشد و سردارسپه به انديشه قبضه سلطنت در ايران افتاد . احمد شاه قاجار خود مىگفت كه مىخواهد طبق قانون اساسى ايران عمل كند و كارى خلاف قانون انجام ندهد امّا واقعيت اين است كه حتى در سمت پادشاه مشروطه نيز او قدرتى ضعيف و ترسو بود . در مقابل فشارهاى سردارسپه ، سه بار به مسافرت فرنگ رفت و هربار مدتى در اروپا اقامت نمود . سرانجام طومار پادشاهى احمد شاه قاجار در جلسه تاريخى آبانماه 1304 در مجلس شوراى ملى با تصويب ماده واحده خلع قاجاريه از سلطنت و سپردن حكومت موقتى به رضا خان پيچيده شد . احمد شاه خود در تحليلى براى « رحيمزاده صفوى » اين واقعه را چنين