حسن مرسلوند

67

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

بدنامى گشته و از كار بر كنار مىشود . پس از كودتاى 1299 « رضا خان » آيرم مورد توجه و علاقهء سردارسپه قرار مىگيرد و مدّتى به‌عنوان فرمانده بريگاد مستقل شمال در رشت به خدمات نظامى مىپردازد ، و سپس به جاى سرلشكر « امير طهماسبى » كه مورد سوءظنّ سردارسپه قرار گرفته بود امير لشكر آذربايجان مىشود . آيرم در آذربايجان اعمالى انجام مىدهد كه مورد خشم و نفرت عمومى قرار مىگيرد و موجب مىشود كه « آيت‌اللّه انگجى » پيشواى دينى اهالى تبريز سر خشم آمده و شورشى را بر عليه او پديد آورند . پس از شورش تبريز ، رضا خان كه اكنون به سلطنت رسيده است ، سپهبد « امير احمدى » را به قصر گلستان احضار و وى را مأمور رسيدگى به بلواى تبريز مىنمايد ، سپهبد نامبرده به تبريز رفته و طىّ تماسى با آيت‌اللّه انگجى ظاهرا به نام توقيف امّا باطنا به منظور حفظ جان آيرم ، او را به همراه چند تن محافظ از پادگان تبريز خارج و روانه تهران مىنمايد . آيرم در سال 1306 خورشيدى رئيس بازرسى ارتش شد و پس از آن در سال 1309 عازم اروپا گرديد . 12 پس از مراجعت از اروپا ابتدا به اشاره رضا شاه به رياست بازرسى پليس منصوب و پس از مدت كوتاهى به جاى سرتيپ « صادق كوپال » رئيس كل شهربانى رضا خان مىشود . او در تشكيلات پليس صاحب قدرت مطلقه و بلامنازع گرديد و از اركان قدرت شاه به شمار مىرفت و در دولت شاه هيچ‌كس از او نيرومندتر نبود . با گرايش رضا خان به سمت آلمان ، دستگاههاى كشورى و لشكرى او خصوصا ارتش و پليس سياسى نيز به سمت الگوبردارى از مظاهر فاشيستى پليس آلمان متمايل شد . آيرم به شدت تلاش مىكرد كه سيستم پليسى گشتاپو را در ايران مشابه‌سازى نمايد ، و در اين رابطه گفته مىشود كه چند بار نيز به آلمان سفر كرده و سازمان پليسى آنجا را دقيقا مطالعه نموده است . جاسوسى ، افتراء ، شكنجه ، قتل ، ترور و ضبط اموال ، اعمالى است كه در زمان رياست آيرم كرارا در مورد مردم ، آزادىخواهان و روشنفكران اين مرزوبوم اعمال شده است . روايتهاى بسيارى از رفتار وحشيانه و غير انسانى دستگاه پليس رضا خان به رياست آيرم با مردم عادى و مخالفين نقل گرديده 13 كه جاى تعجب نيست ، بلكه عجيب آن است كه اين رفتار پليس با دوستان و كسانى كه در به قدرت رساندن رضا خان سهم بسزايى داشتند