حسن مرسلوند

64

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

عبد الحسين آيتى پس از فوت « عبد البهاء » پيشواى بهائيان در سال 1340 قمرى به همراه جمعى ديگر از بهائيان ، دوباره مسلمان شد و از آئين بهائيت روى گرداند . او پس از اسلام آوردن كتاب « كشف الحيل » را در سه جلد در رد بهائيت نگاشت . خود دربارهء اين كتاب مىگويد : « دو جلد كتاب كشف الحيل طبع تهران در رد بهائيت كه اگرچه با قلم زهرآگين و تند و تلخ نگاشته شده ولى يك‌كلمهء بىحقيقت و متزلزل و شبهه‌ناك در آن گنجانيده نشده بلكه افتضاحات فزون از شمارى دارند كه عفت قلمى و مقتضيات محيط مانع از ذكر آن بوده است » . آيتى پس از سال 1340 قمرى به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و حدود ده سال به تدريس علوم ادبى در دبيرستانهاى تهران پرداخت . او در سال 1308 خورشيدى مجلهء « نمكدان » را منتشر كرده بود كه اين امر سالها دوام يافت . پس از مدتى تدريس در تهران به يزد انتقال يافت و در دبيرستانهاى يزد به تدريس و تعليم همت گماشت . آيتى شاعرى خوش‌سخن بود و در جوانى بنا بر توصيه پدرش تخلص « ضيائى » داشت پس از گرويدن وى به كيش بهائيت ، بنا بر توصيهء « عباس افندى » تخلص « آواره » را انتخاب كرد . آيتى در اين‌باره مىگويد : « امّا تخلص آواره را عبد البهاء عباس بر من روا داشت و فلسفه‌اش اين بود كه كلمهء ضياء نزد او ناپسند بود به سبب اينكه يك برادرش ضياء اللّه نام داشت و او كاملا با عباس افندى مخالفت كرده زير بار خدائيش نرفته بود ازاين‌رو هركس نامش ضياء يا لقبش ضيائى بود نام و لقبش را عوض مىكرد و پس از آنكه بعضى از اشعار مرا ديد به من نوشت كه تخلص شما من بعد آواره باشد . و اين منتهى منتى بود كه بر من داشت چه او و پدرش بدين لقب ملقب بوده هميشه مىنوشتند « ما آوارگان » ولى بايد دانست كه در مدت معاشرت با ايشان كم شعر گفته‌ام . . . » . عبد الحسين آيتى سرانجام پس از عمرى پرماجرا در سال 1332 خورشيدى ، ضمن سفرى كه به تهران كرده بود بيمار گشت و رخت به سراى ديگر كشيد و جنازه او در قم به خاك سپرده شد . تعدادى از آثار او عبارتند از : 1 - آتشكدهء يزدان ، تاريخ يزد . 2 - اشعه حيات . 3 - تاريخ فلاسفه . 4 - انشاء عالى يا چهار فصل آيتى .