حسن مرسلوند
41
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
« كفرى » به اتمام رسانيد . پس از اتمام تحصيل در تهران به طبابت پرداخت . او انجمن محلى بخش 7 تهران را از زمان تأسيس تا زمان فوت هفتهاى يكبار در منزل شخصى خود اداره مىكرد . رياست انجمن همكارى خانه و مدرسه دبستان « اعتصام » و رياست افتخارى كميته پيشاهنگى آن را برعهده داشت . آصف الحكماء در دورههاى 11 ، 12 ، 13 از سوى شاهرود نماينده مجلس شوراى ملى بود . سرانجام در 18 اسفند 1347 خورشيدى در تهران درگذشت . جنازهاش در « نجف اشرف » در مقبره خانوادگى آصف الدوله به خاك سپرده شد . نسبنامه خانوادههاى دولو تاجبخش نوشته « محمد حسن خان تاجبخش سالار همايون » : بنام خداوند يكتاى پاك * پديد آورد آدم از تيرهخاك توانا خدايى كه جان آفريد * خرد داد و روشن روان آفريد جهانآفرينى كه هستى از اوست * به گيتى بلندى و پستى از اوست نگارم كنون اين نسبنامه را * دهم آبرو نامه و خامه را وزان نامداران نيكونهاد * كه بودند با دين و آئين و داد شما جمله اعضاى اين خاندان * پذيريد گفتم ز پير و جوان قرهخان بود جد اعلاى ما * از او گوهر اصل و آباى ما دولو علا مير بر زين بدان * امير علائى و فتحى بخوان عميدى و بيكلربيگى و صفا * چو بهبود امير نظامى وفا دگر حاجبى اعتمادى و داد * يكى آصفى آن يك آزاد راد معاضد چو جرجانى بهنژاد * چو سردارى و تائبى آصف جاه راد چو بهرامى ارفاقى پايدار * يكى نيكبخت است و ديگر مشار ز يك نسل باشند اين بخردان * همه تاج بخشند و نسل جهان همه از قرهخان گرفته نسب * بدويند اين خاندان منتسب چو با يكديگرشان بدى اتحاد * به هم داشتند الفت و اعتماد سعادت به ايامشان بد قرين * به فر و به شوكت همه همنشين همه نيكبختى بود ز اتحاد * همه عزت از الفت است و داد ندانم كجا رفت آن سرورى * تفو بر تو اى چرخ نيلوفرى . . . زد افراد اين خاندان كهن * هم از مهتر و كهتر و مرد و زن در اين صفحه آمد كنون نامشان * نكو باد آغاز و فرجامشان چهل سال زحمت كشيدم مدام * همهروزه از صبح تا گاه شام