حسن مرسلوند

11

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

سرانجام طرح كودتا به راهنمايى و مساعدت فرماندهان نظامى انگليس در ايران در سحرگاه سوم اسفند 1299 به عمل درآمد . قواى كودتاچيان به تهران وارد شد و كابينهء متزلزل و محلل سپهدار رشتى سقوط كرد و فرمان نخست‌وزيرى به نام سيد ضياء الدّين طباطبايى كه خود از عاملين مهم كودتا و واسطهء بين سفارت انگليس و قزاقان مستقر در قزوين بود ، صادر شد . از روز چهارم اسفند يعنى فرداى كودتا ، دستگيرىها آغاز شد . تقريبا اكثر افراد سرشناس ، رجال سياسى و روزنامه‌نگاران مشهور توسط نيروهاى كودتا به زندان فرستاده شدند . رضا خان ميرپنج كه پس از كودتا به لقب « سردارسپه » ملقب گرديده بود ، سريعا به سازماندهى ارتش پرداخت . وى به زودى موفق شد به وسيلهء درآمدهاى مشروع و نامشروع به وضع ارتش سروسامان دهد و نيروهاى نظامى نيز به زودى دريافتند كه تنها ناجى آنان از فقر و شكست و گرسنگى ، همين نظامى كودتاچى است و از همين روى ارتش و نظام چند ماهى پس از كودتا به بازوى نظامى سردارسپه تبديل شد . سردارسپه در ترميم كابينهء سيد ضياء به وزارت جنگ منصوب شد و در اين سمت نيز همچنان به ساخت و ترميم بدنه ارتش و تربيت نيروهاى وفادار به خود پرداخت . عمر كابينهء سيد ضياء كوتاه بود و كابينهء او در خردادماه 1300 خورشيدى براثر فشار افكار عمومى ، فشار دربار و چراغ سبز سردارسپه ساقط شد و پس از او قوام السلطنه در 14 خرداد 1300 مأمور تشكيل كابينه شد . از اين تاريخ تا آبان‌ماه 1302 خورشيدى مشير الدوله ، قوام السلطنه ، مستوفى الممالك و مجددا مشير الدوله هركدام چند ماهى كابينه‌اى تشكيل دادند ، ولى در اثر كارشكنىها و قانون‌شكنىهاى مكرر سردارسپه و طرفدارانش در مجلس ، كابينه‌هايشان يكى پس از ديگرى ساقط شد و بالاخره در 6 آبان 1302 خورشيدى ، احمد شاه قاجار بالاجبار حكم رياست وزرايى سردارسپه را صادر نمود . سردارسپه پس از دستيابى به تشكيلات دولت در صدد برآمد تا خاندان قاجاريه را از سلطنت خلع نموده و خود به جاى پادشاه قاجار منشأ قدرت گردد . اين شيرمردان كه ملك‌الشعراء بهار نام مىبرد ، در مجلس 9 آبان 1304 ، علىرغم تهديدات نظامى طرفداران سردارسپه ، به مخالفت با مادهء واحدهء خلع قاجاريه از سلطنت پرداختند . اولين مرد ، مرحوم مدرس بود . وى درحالىكه فرياد مىزد : « اگر صد هزار رأى هم بدهيد خلاف قانون است ! » مجلس را ترك كرد و پس از او سيد حسن تقىزاده در مخالفت با طرح گفت : « . . . بنده غير از اين يك‌كلمه چيزى عرض نمىكنم و براى اين همه چيز را فدا مىكنم و خدا را شاهد مىگيرم و ملت و مملكتى كه مرا وكيل كرده است شاهد مىگيرم و در مقابل تاريخ و در مقابل نسل‌هاى آينده مىگويم كه اين كار به اين ترتيب مطابق قوانين اساسى مملكت نيست و مطابق صلاح مملكت هم نيست . بيشتر از اين