سيد محمد باقر برقعى

67

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

سرود خونين بشنو ز لبم سرود خونين حسين * در خون بنگر فرود خونين حسين هرچند فروديست ، فرازيست ، ولى * بر چوبهء نى صعود خونين حسين سخن كوتاه عمرى بگذشت لفظبازى كرديم * در شرح غمش قافيه‌سازى كرديم شد لاله شد ، ما ولى چون سوسن * كوتاه سخن ، زبان‌درازى كرديم عاقلان مجنون در كوى نگار عاقلان مجنونند * در مسلخ عشق عاشقان در خونند چون وصف كنم عاشقانش چونند ؟ * از دايرهء عقل همه بيرونند خونبها در راه تو پا نمىشود هرگز سست * عهديست كه بسته‌ايم از روز نخست گفتى كه هرآن‌كه عاشقم شد بكُشم * اينك تو بكش ، كه خون‌بهايم با توست فارسان و الفجر بر سينهء شب تيغ فلق خواهد خورد * بر حنجر كفر ، تير حقّ خواهد خورد سوگند به فارسان و الفجر ، آخر * تاريخ به دست ما ورق خواهد خورد در خلوت انس در خلوت انس ، گوشه‌اى ما را بس * از خرمن عشق ، خوشه‌اى ما را بس روزى كه همه بار سفر مىبندند * از لطف تو ، راه‌توشه‌اى ما را بس