سيد محمد باقر برقعى
62
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
به همسرم من تو را دارم دوست مىرود دهكدهاى امّا دور * جاى سرسبز مكانى پرشور كلبهاى خشت و گلى مىسازم * پيش يك صخره يك جوى روان كه پر از ماهى قرمز باشد * توش يك باغ گل سرخ قشنگ دورتادور درختان بلند * نخل خرما و يكى سرو بلند گل ابريشم و گلهاى دگر * مهر باشد و عطوفت آنجا شاخهء سبز رفاقت رقصد * غزل و شعر و نجابت جوشد گل خوشبوى صداقت خندد * محفل شعر و يكى طبع روان غزلى را همگى بسرايند * اوّلين بيت غزل اين باشد * من تو را مىخواهم من تو را دارم * دوست