سيد محمد باقر برقعى

46

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

« مسرور » بلبلان همه از تنگى قفس * فرياد مىكنند كه فرياد از جهان افسانهء وجود با اشك چشم و خون دل ما نوشته‌اند * هرجا كه نام آن مه زيبا نوشته‌اند تاريخ عشق و شرح دل دردمند ما * با خطّ خوش به سينهء صحرا نوشته‌اند با كار نيك زنده‌دلان نام خويش را * بر پيش طاق گنبد مينا نوشته‌اند دنيا به كس وفا نكند ، فكر باده كن * كاين نسخه از كتاب مسيحا نوشته‌اند محنت‌كشان عشق به خلوت‌سراى خويش * تاريخ روزگار سراپا نوشته‌اند « مسرور » عارفان همه در راه زندگى * افسانهء وجود به دنيا نوشته‌اند دل غم‌ديده دل غم‌ديدهء من نيست كه تنها تنگ است * پيش صاحب‌نظران عرصهء دنيا تنگ است خاطرم هيچ‌گه از گردش و صحرا نگشود * دل كه آرام نشد ، دامن صحرا تنگ است طبع آزاده به من همّت ديگر داده‌ست * ور نه پهناى فلك بهر تماشا تنگ است