سيد محمد باقر برقعى
799
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مىگفت باغبان كه بدانيد قدر آن * چون بهترين و سبزترين دقايق است * * * در گلستان سبز پر از عطر ياس عشق * آيينههاى عشق و صفا روبهروى ماست مهر آمد و در اين تپش قلب زندگى * پرواز تا شكفته شدن آرزوى ماست كتاب : مثل هيچكس زير درخت آرزو مىخوام يه قصرى بسازم ، پنجرههاش آبى باشه * من باشم و تو باشى و يك شب مهتابى باشه مىخوام يه كارى بكنم ، شايد بگى دوسم دارى * مىخوام يه حرفى بزنم ، كه ديگه تنهام نذارى مىخوام برات از آسمون ، ياساى خوشبو بچينم * مىخوام شبا عكس تو رو ، تو خواب گلها ببينم امشب مىخوام براى تو ، يه فال حافظ بگيرم * اگر كه خوب در نيومد ، به احترامت بميرم امشب مىخوام تا خودِ صبح ، فقط برات دعا كنم * براى خوشبخت شدنت ، خداخدا خدا كنم امشب مىخوام رو آسمون ، عكش چشات و بكشم * اگه نگاهم نكنى ، ناز نگات و بكشم مىخوام تو رو قسم بدم ، به جون هرچى عاشقه * به جون هرچى قلب صاف ، رنگ گل شقايقه يه وقتى كه من نبودم ، بىخبر از اينجا نرى * بدون يه خداحافظى ، پَر نزنى ، تنها نرى