سيد محمد باقر برقعى

775

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و تواناى معاصر بشمار مىرود و گاه در قالب‌هاى نو آثارى از او به چاپ مىرسيد . از مروّجى تاكنون چند اثر طبع و نشر گرديده ، مانند : در مسير جويبار ( 1353 ) ؛ جويبار اشك ( 1363 ) ؛ كشش‌ها و كوشش‌ها ( 1373 ) ؛ سخنوران بيهق و اثر ديگر او عبارت است از : گل‌هاى زرد ؛ كه به زيور طبع آراسته نشده است . بر درِ اجلال تو بر بويهء لطفت زده‌ام پيش تو زانو * اى دلبر جانانه ! مگردان تو ز من رو با خجلت و شرمندگى از غفلت پيشين * اميد به عفوت زده‌ام پيش تو زانو بوى تو دلم چون گل و نسرين بگشايد * روى تو فزايد طربم چون گل مينو شويم همه گَردِ درت از آب دو ديده * روبم همه خاك رهت از مژهء جارو بيمار غمم ، كن نظر از لطف به‌سويم * باشد نظر لطف توام مرهم و دارو ياد تو مرا حصن حصين است به غم‌ها * ياد تو به غم‌هاست مرا قلعه و بارو از خصم بدانديش به هر سو چه گريزم * دانم چه پناه است مرا ضامن آهو شايستهء حرمت به جهان هيچ زنى نيست * تا دخت نبىّ هست ، مهين سرور بانو دريوزه گرم بر در اجلال تو ، شاها ! * اى شاه ! مگردان ز گدايان درت رو علىّ عليه السّلام پيمبر شناسد مقام علىّ * كه بُد همدم و هم‌كلام علىّ مقام علىّ را چه دانند خلق * پيمبر شناسد مقام علىّ شناسد كس او را كه با او گذشت * گه و بىگه و صبح و شام علىّ نديده‌ست گيتى به خود هيچ‌گاه * چنان ذات والامقام علىّ علىّ شير حقّ و كنامش جهان * زهنى شير حقّ و كنام علىّ همه بهر حقّ بود نز بهر غير * قعود علىّ و قيام علىّ به محراب از خويش بىخويش بود * برفت از كف آنجا زمام علىّ