سيد محمد باقر برقعى

754

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

خود را ز بحر فتنه به ساحل رسانده‌ايم * از پاى جان چو بند علايق گسسته‌ايم تا مژدهء وصال نگارين به ما دهد * در انتظار مقدم پيك خجسته‌ايم « محمود » پشت چون به جهان كرده‌ايم ما * گويى ز دام محنت ايام رسته‌ايم حبّ وطن حديثى هست كز ايمان بود حبّ وطن ، زين رو * دفاع از موطن مألوف شد بر مسلمين واجب پس اى ايرانى مُسلِم ! به سنگر پايدارى كن * ز رگبار مسلسل ساز در راه عدو حاجب * * * بمانى جاودان ايران ! بقا را چون سرافرازى * گواه من بود تا ريخت اى مرز همايون فال بلا هرچند صعب افتد ، شود تاب‌وتوانت بيش * به پا خيزى پس از هر ضربه‌اى اندر همه احوال * * * چو صيت گُردى ايرانيان پيچيده در عالم * منم ايرانى و باشد مرا جاى سرافرازى كند بين ملل ، كسب شرف ، تا ملّت ايران * روا باشد تو اى « محمود » بر مام وطن نازى * * * به دزفول و به اهواز و به خرّمشهر و آبادان * به آن چادرنشينان دلير ساحل كارون سلام دل‌نشين ما ، درود آتشين ما * به آن گردان شير اوژن كه غلتيدند اندر خون