سيد محمد باقر برقعى
658
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مصاهرت او درآمدم و به علّت ارادت و اخلاصى كه به او يافتم ، جذبه را در شعرم از تخلّص مجذوب او برگرفتم و از اين رهگذر پيوند معنوى خود را با آن عارف وارسته و فرزانه استوار گردانيدم . مجذوب شاعرى عارفپيشه و نيكوپرداز بود و در سرودن انواع شعر ، طبعش به غزلسرائى و مثنوىسرايى بيشتر راغب بود و دوبيتىهاى عارفانه او از لطف خاصّى برخوردار است . سيد محمد طاهائى در سال 1331 زادگاه خود شهر يزد را ترك و به تهران مهاجرت كرد و در اين شهر رحل اقامت افكند و تا پايان عمر در اين شهر بزيست سرانجام در سال 1363 چشم از جهان فروبست و در بهشت زهراى تهران به خاك سپرده شد . ديوان اشعار مجذوب در سال 1352 به اهتمام و با مقدمهء استاد محمود شاهرخى ( داماد ) او تحت عنوان « جلوهء محبوب » طبع و نشر گرديد قبل از اينكه ديوان مجذوب وسيلهء جناب شاهرخى به دستم رسد نمونههائى از آثار او را فاضل ارجمند محمد كارگر شوركى در اختيارم گذاشت بايد از اين دو بزرگواران سپاسگزارى كنم . عاشق پاكباز بود شاهى بىنياز از ملك و جاه * داشت فرزندى نكو صورت چو ماه وصف زيبائيش نتوانم نمود * چون بدان خوبى بعالم كس نبود هركه ديدى آن بحر حسن و كان جود * غرق خون گرديد و دل كند از وجود هركه رويش ديد دل از دست داد * وز پى ايثار جان بر كف نهاد هرچه در وصفش بگويم بيش بود * خسته عشقش ، بسى دلريش بود شد گدائى عاشق آن ماهرو * شد ز رنج عشق لاغر همچو مو حالتش ار پرسى ، چه گويم بود چون * بودش از عشق پسر دل غرق خون مى نخوردى و نخفتى آن گدا * شمعسان مىكاست جانش در بلا