سيد محمد باقر برقعى
642
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
علىّ گويم ، علىّ جويم به هر كوه و به هر صحرا ، علىّ گويم ، علىّ جويم * به هر دشت و به هر بيدا ، علىّ گويم ، علىّ جويم به هر مجلس ، به هر محفل ، به هر دريا ، به هر ساحل * به هرجا و به هر مأوا ، علىّ گويم ، علىّ جويم به هر كان و به هر معدن ، به هر باغ و به هر گلشن * به هر پنهان ، به هر پيدا ، علىّ گويم ، على جويم گهى در عين لاهوتم ، گهى در ارض ناسوتم * به هر دانى ، به هر اعلا ، علىّ گويم ، علىّ جويم گهى هشيار و گه مستم ، به هر حالت كه من هستم * چه در دنيا ، چه در عقبى ، علىّ گويم ، علىّ جويم گهى مست و غزلخوانم ، چو بلبل گه در افغانم * چو طغرل گه كنم غوغا ، علىّ گويم ، علىّ جويم گهى فانى و گه هستم ، گهى عالى و گه پستم * به هر سفلى ، به هر عُليا ، علىّ گويم ، علىّ جويم گهى پيدا و گه پنهان ، گهى آباد و گه ويران * گهى حيران و گه شيدا ، علىّ گويم ، علىّ جويم به كعبه گه به بتخانه ، به مسجد گه به ميخانه * اگر بىجا ، اگر برجا ، علىّ گويم ، علىّ جويم علىّ را من ثنا خوانم ، غلام شاه مردانم * به هر صورت ، به هر آوا ، علىّ گويم ، علىّ جويم علىّ فرد و علىّ يكتا ، علىّ عالى ، علىّ اعلا * به هر صورت ، به هر معنا ، علىّ گويم ، علىّ جويم