سيد محمد باقر برقعى

587

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

شدت امام حسين عليه السّلام زبان حال زينب عليها السّلام صبا گو بُلبُل شوريده‌افكار * زبانِ حالِ زينب عليها السّلام با دلِ زار بيا بُلبُل پيام از زينب آمد * چو ماهى ره‌گشائى بر شب آمد بكن تركِ گلستانِ مجازى * نظر كن سوى گلهاى حجازى شده در كربلا هر لاله پرپر * كه سر بر نيزه‌ها و پاره پيكر زمين در بر گرفته پيكرى پاك * شهيدى همچو گُل افتاده بر خاك به « گلشن » رو مكن با كربلا باش * كه همدرد من امشب با خدا باش بيا بلبل كه زينب دل‌غمين است * دو چشمش پر ز خون از شاه دين است بيا بُلبُل تو هم همدرد مائى * بهرجا رو كنى در كربلائى بدان اى بُلبُل دلخسته و زار * نديدى تو چو زينب رنج بسيار خزان آهسته از تو مىبرد گُل * مرا ، تيغِ ستم سر مىبُرد گُل گُلِ تو تازه از غنچه برآيد * گُلِ من سرفرازِ نيزه نازد گُلِ تو تشنه شد از بركه شد سير * گُلِ من تشنهء سيراب شمشير گُل تو زندگانى گيردش بر * گلِ من غنچه‌هايش گشته پرپر گُل تو شد ز رود و چشمه سيراب * گُلِ من شد بكام تشنه خوناب گل تو تازه غنچه مىگشايد * گُل من غنچه پرپر مىنمايد گل تو شبنم آئينه دارد * گُل من چه شبى پُركينه دارد ايا زينب گل تو دلپذير است * به خاك كربلا مهر منير است چو « گلشن » بلبل اين بوستانيم * محبت مىدهيم و دل‌ستانيم