سيد محمد باقر برقعى
521
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
شده است . ضمنا دو فيلمنامه نيز براى وزارت كار و امور اجتماعى نوشت به نامهاى « طبقهبندى مشاغل » و « پيمان گروهى » كه مورد توجّه واقع گرديد . كسمايى علاوه بر نگارش فيلمنامه ، در مديريت دوبلاژ فيلمهاى سينمايى خارجى و ايرانى از مهارت كامل برخوردار مىباشد و دوبله فيلمهاى خارجى : هملت ، شاهلير ، اوتللو ، مكبث ، دادگاه نورنبرگ ، و چند دوبلاژ ديگر از فعّاليتهاى هنرى اوست و فيلمهاى : سر بهداران ، هزاردستان و كوچك جنگلى از دوبلاژهاى ايرانى او مىباشد . كسمايى كه سردبيرى مجلهء « عالم هنر » را نيز دارد ، يك سلسله سخنرانىهايى از راديو ، تحت عنوان خدمتگزاران بشر ( شرح حال مخترعان و مكتشفان ) را ايراد نمود كه مورد توجّه قرار گرفت . كسمايى در سرودن شعر به سبك كلاسيك و نو ، توانا است و در سال 1371 نخستين مجموعهء شعرش به نام « فردا » طبع و نشر گرديد . آثار ديگر او كه طبع و نشر شده بشرح زير است : خدا و قرآن در شعر حافظ ، ريا در شعر حافظ ، سرنوشت در شعر حافظ ، مصدّقنامه ، هشت سال دفاع مقدّس ، ارمغان باغ و نيز كتابهاى زير آماده چاپ است : بهيادماندهها ، موسيقى در شعر حافظ ، پير در شعر حافظ ، حافظ و ستايش او از شعرش . اشعار زير نمونههايى از شعر اوست : عشق تا ديدهام به ديدهء آن دلبر اوفتاد * مرغ دلم به دام نگاهش دراوفتاد عقلم ، به پند ، خواست هدايت كند مرا * ليك از نهيب عشق ، خرد مضطر اوفتاد گفتم مگر به مى ببرم يادش از ضمير * آمد به يادم و ، ز كفم ساغر اوفتاد تا صبح همچو شمع مرا قطرهقطره اشك * بر گونههاى خشك ، ز چشم تر اوفتاد اى گوهرى مناز به دُرهاى خود كه دوش * دريايى از دو ديدهء من گوهر اوفتاد سوز دلم درون سينهء آتشگرفتهام * ز آن دم كه در درون من اين اخگر اوفتاد