سيد محمد باقر برقعى

503

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

شهرهايش پرآب تكيه زنم به سروى صبور ناله‌ها كنم ، دردها گويم كه شايد تو روزى زير سايه‌اش بياسايى آنگاه رنج‌نامهء مرا سرو گويد به تو ؛ اما ، حق اينست : سرما بهانه است زمانه امان نمىدهد . . . و شايد بعد ، گريبان باد را گيرم گويم اى باد ! سلام ما را به يار خوبان گو گو ! اى داد ، فرياد امان از اين بيداد امان از اين بيداد . . . در انتظار خوش آن روز كه تو آيى با كوله‌بارى از مهر با توشه‌اى زِ ايمان ديباچه را باز كنى نام مرا صدا كنى چه شوريى دارد آن روز چه افتخارى دارم سعادتى الهى موهبتى زمينى يا رب ! آن روز را مىبينم ؟