سيد محمد باقر برقعى

500

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مىخواند نغمه‌اى : همه تاريكند خورشيد مرده در قفس دنيا انسان شعر زمزمه رويا راز زلال آب به جانش ريخت آن‌گاه ابرى شد از سخاوت ، بىهمتا آسمان آسمان بنفش سر نهاده روى شانه‌اش كودك شرور آذرخش آسمان حرير چون غرور دختران سربه‌زير چون صداى دلكش سكوتشان در كمين يك نگاه و آه ناگزير آسمان غريب مثل حس دوست داشتن ، نجيب مثل لحظه‌هاى انتظار ، بىشكيب مثل من ، از تماس با خداى خوب ، بىنصيب آسمان . . . عجيب . . .