سيد محمد باقر برقعى

486

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

فلك ، سراى دلم آن‌چنان خراب نمود * كه بوم در دل اين خانه ، آشيانه زده چه كرده‌اى مگر اى دل ، خلاف عقل سليم * كه روزگار ، تو را سخت تازيانه زده به دشمنى چون نبرده‌ست كار خود از پيش * به حيله خنجرى از پشت دوستانه زده نفس به سينهء شخص حسود ساكت شد * كه بر صحيفهء من ، مُهر شاعرانه زده چنان سروده من شهرت جهانى يافت * كه بر سخنورىام طبع پشتوانه زده به ياد سعدى و حافظ به شعر « كرباسى » * نديم مطرب ما چنگ با چغانه زده آخرين منزل در قدرت اگر سپهرى گردون گردى * در ثروت اگر نظير قارون گردى در حسن اگر ز يوسف افزون گردى * در نعمت و ملك اگر فريدون گردى در دانش اگر همچو فلاطون گردى * در طالع و بخت اگر همايون گردى « كرباسى » اگر شادى و محزون گردى * آخر تو به زير خاك مدفون گردى