سيد محمد باقر برقعى

473

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اى پهن‌دشت عاطفه از طلوع مكّه تا غروب مدينه چه گذشت بر تو كه يادت چشم را به ميهمانى باران مىبرد . . . تقديم به پيشگاه امام عصر ( عج ) و دوباره مىآيى و جهان زير پاى تو سبز مىشود سراسيمه گشوده مىشود چشم‌هاى كابوس‌زده به شوق پابوست در انتهاى هستى كه ابتداى دوبارهء توست . . . آنگاه كه واژه‌ها دوباره معنا مىشوند و جهان به عطر نرگس دوباره با عدالت آشتى مىكند و دوباره . . .