سيد محمد باقر برقعى

441

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

حجّة الاسلام حاج حسين عندليب‌زاده با خطّ خوش به رشتهء تحرير درآورده كه به صورت تابلو در امام‌زادگان نصب گرديده است . زاده‌رحمانى در عين حال از سال 1330 افتخار مدّاحى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام را يافته و در هيئت‌هاى حسينى و تكايا به مدح و مرثيه خاندان رسالت مىپردازد . نواى دل غم دل نهفته ماند و چه كنم تو را نديدم * كه ز گلشن وصالت ، گل آرزو نچيدم چه كنم ؟ جدا فتادم ، ز كبوتران كويت * كه در آشيانهء غم ، ز فراقت آرميدم به حرم نبرده‌ام ره ، من بينواى محزون * تو ز حال من گواهى ، كه ز غم چه‌ها كشيدم برو اى طبيبم اكنون ، كه شفا نمىپذيرم * ز ازل من از دل‌وجان ، غم عشق را خريدم به درون سينهء من ، نفسى كه مانده باقى * به عيادتم قدم نه ! بده لحظه‌اى اميدم به نسيم هر سحرگه ، كنم از تو گفت‌وگويى * كه شميم گل ، دمادم ، ز تو مىدهد نويدم بگشا نقاب از رخ ، كه گشايد عقدهء دل * كه ز روى و مويت اى مه ! به غروب غم رسيدم به اميد آنكه بوسى بزنم به خاك پايت * همه كو به كوى رفتم ز پِىات به سر دويدم صنما به‌سوى « كاظم » نظرى ز لطف بنما * به اميد وصل تو از همه ماسوا بريدم غم دل پيرى ز يك طرف ، غم دوران ز يك طرف * ناز و عتاب زهدفروشان ز يك طرف افتاده چون كمند تهمتن به پاى دل * زنجير زلف ماه‌عذاران ز يك طرف شيران زرد خفته در آجام يأس و نيز * آتش گرفته است نيستان ز يك طرف ميخانه بسته ، جام شكسته ، سبوى هم * ساقى فتاده بىسر و سامان ز يك طرف محنت به روى محنت و غم نيز روى غم * مردانگى رسيده به پايان ز يك طرف درد دل فلك‌زده بىحدّ و بىشمار * محرم نجويم از پى عنوان ز يك طرف