سيد محمد باقر برقعى
415
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
در فراق مهدى ( عج ) امشب دل من شيدا ، از دولت جانان است * خورشيد دلم تابان ، از همّت قرآن است از يمن بهاران و ، از بذل دعاى دوست * صد دشت گل عرفان ، در بزم فروزان است از رايحهء نرگس ، وز شعر سپيد ياس * در باغ وفاداران ، هر مرغ غزلخوان است صد نغمهء جانافزا ، گوشم شنود امشب * از حنجر داود است ، يا صوت هزاران است در هجر جمال يار ، در آرزوى دلدار * در آبىِ چشم من ، صد ابر به باران است از درد فراق دوست ، از عشق وصال او * درياى دلم بس موج ، آورده و توفان است ترسم كه دهد اشكم ، راز دل من بر باد * فهمند اديبانم ، خاكستر هجران است دل باختهام ياران ، ناديده به رخسارش * سر برنكشم زين در ، كاو ناجى دوران است هرگز ندهم از دست ، سررشتهء مهرش را * جان در قدمش بازم ، كان روح محبّان است تنها نه دل « قدسى » عاشق به جمال اوست * و العصر ، كه مهر او ، بر قلب هر انسان است