سيد محمد باقر برقعى
329
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
پيشتر از تهاجم توفان * كوخ تن را خراب مىكردم كاش ! بالوپرم شكسته نبود * عزم پرواز ناب مىكردم صداى صداها من كيستم ؟ تبلور آوازى از سكوت * يا بر زبان ثانيهها ، رازى از سكوت آيينهام ، كه ريخته آيينهساز عشق * در برقبرق پيكرهام ، نازى از سكوت نور اتاق سادگى پينهبستهام * سر مىزند ز پنجرهء بازى از سكوت من نيستم ، دمى كه « تويى » هست نيستم * حتّى صداى مبهم و ناسازى از سكوت در پيشت اى صداى صداها ، برابر است * بود و نبود قافيهپردازى از سكوت بىتو ! بسكه با گريه زيستم بىتو * چشم خود را گريستم بىتو زندگى باورم نخواهد كرد * بسكه با مرگ ، زيستم بىتو شانهام بوى بال مىگيرد * گاهگاهى كه نيستم بىتو اى تمام من ! اى تمام من * كيستم بىتو ؟ كيستم بىتو ياد تو دستگير من شده است * تا سراپا بايستم بىتو مرد دشت داسها پى كنند اين ياسهاى خسته را * كاش مىشد تا ببينم داسهاى خسته را داربست لحظهها بر خاك افتادهست ، آه ! * كيست تا دستى بگيرد ياسهاى خسته را در كدام آيين به سقف باد مىآويختند * چلچراغ چينى گيلاسهاى خسته را در خرابآبادهاى زندگى گم كردهام * كولهبارى خالى از احساسهاى خسته را نىلبكها خوب مىگفتند : مرد دشت را * آنكه چوپانى نكرد آماسهاى خسته را