سيد محمد باقر برقعى
298
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
رفتار تو اى پسر نباشد * در سنّت پاك شرع مشنون بازآى و به من نما مواسات * تا چند كنى خلاف قانون ور باز ستم كنى به « محزون » * از بهر جزاى تو هماكنون من نيز روم به جاى ديگر * بوسم رخ دلرباى ديگر من مات رخ تو باشم اى شاه * وز حالت من نباشى آگاه آخر نظرى بهسوى ما كن * پيوسته نه بلكه گاهوبيگاه من بر سر كوى تو مقيمم * با مقصد تو هميشه همراه بر صدق مقال من گواهيست * از سرخى چشم و روى چون كاه شايد كه تو از درم بيائى * چشمان مناند هر دو بر راه فرياد و فغان رسد به عرشم * از هجر تو شام و هر سحرگاه از درد دلم حذر كن اى يار * ترسم كه تو را زيان كند آه بسيار خجل شدم كه كردم * تشبيه تو را ز جهل ، بر ماه از گنج خداى داد خود ده * مسكين و فقير را تو تنخواه بر رنجبران ستم نمائى * ديگر تو مگو منم وطنخواه بردار تو دست از رقيبان * ترسم كه تو را كنند گمراه اينان ، تو اگر رها نسازى * مِنبَعد بدان نذرتُ لله من نيز روم به جاى ديگر * بوسم رخ دلرباى ديگر