سيد محمد باقر برقعى
285
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مرآت تويى ذات خداى دوسرا را * باعث تو شدى خلقت انسان و سما را همچون تو نپيمود كسى راه خدا را * در خورد تو ننوشت كسى مدح و ثنا را چون ذات تو باشد ، چو خداوند يگانه * اندر دم ميلاد تو ، اى خواجهء عالم از عرش برين آمده آن عيسى مريم * جبريل به تعظيم تو بنمود كمر خم از جانب حقّ ، بهر تو اى نفس مكرّم * شد رحمت حقّ بر همه چون سيل روانه مقصود خداوند ز « لَولاك » تو هستى * منظور وى از خلقت افلاك تو هستى زينتدهِ عرش و گهر پاك تو هستى * و آن كس كه ثمر آورد از خاك تو هستى خود مهر تو شد باعث روييدن دانه * آن كس كه به عزّ بشر افزود ، تويى تو پيغمبر حقّ ، احمد و محمود ، تويى تو * در راه خدا آنكه نياسود ، تويى تو سرمنشأ عفو و كرم و جود ، تويى تو * بر صبر تويى مظهر و بر جود خزانه بر عالميان اى شه لولاك ، تو سرور * بر كلّ رسولان خداوند ، تو رهبر اى باعث ايجاد جهان رحمت داور * گر كعبه بنا كرد براهيم پيمبر او بانى آن خانه و ، تو عزّت خانه * اى شاه « فطانت » ز تو خواهش كند اكنون هر روز شود عشق تو اندر دلش افزون * جارى بود عشق تو به جسم همه با خون و اللّه ، كه از دل نرود عشق تو بيرون * چون در دل عالم ، زده عشق تو جوانه دارد دلم هميشه عزاى تو ، يا حسين اشكم رود ز ديده براى تو ، يا حسين ! * دل دارد آرزوى لقاى تو ، يا حسين ! روحم ربوده صبر و قرارم ز عشق تو * پر مىكشد دلم به هواى تو ، يا حسين ! خواهد دلم كه بوسم و بويم مزار تو * آيم بهسوى كرب و بلاى تو ، يا حسين ! خواهم كنار قبر تو باشم به روز و شب * خواهد چنين دلم ز خداى تو ، يا حسين !