سيد محمد باقر برقعى
191
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
نمونههائى از سرودههاى اوست : صفاى دوست اى ز دشمن دوست را نشناخته * وى وفا را پشت سر انداخته از صداى دوست ، رخ برتافته * رفته و با ناسپاسان ساخته روى بدخواهان زده لبخند عشق * تيغ كين بر روى ياران آخته بلبلا ! كو نغمهخوانىهاى تو ؟ * كاينچنين چنين كوكو زنى چون فاخته بو نكرده يكدم از گلزار مهر * چهار اسبه سوى خذلان تاخته اى گريزان از صفاى گلستان * سوى گلخن بالوپر انداخته چون « فرشته » از پليدى دور باش * كاو به ذكر ذات حقّ ، پرداخته پيمانشكن چه طرفى بستهاى از دل شكستن * چه لطفى ديدى از پيمان گسستن كلام تلخ گفتن جاى شيرين * نباشد جز دل از دلدار خستن چه آسان رشتهء الفت بريدن * چه مشكل باشد آن را باز بستن خوش است از دام بىمهران رهيدن * به جدّوجهد از آن بند رستن و زانپس دور از آن يار بىمهر * به كنج عافيت تنها نشستن از آن پرسد « فرشته » از تو احوال * كه بيزار است از پيمان شكستن نكتههاى عرفان دلا ! ز اهل هوا و هوس گريزان باش * به گاهِ گفتنِ حقّ ، چون زبان ميزان باش بگو به ترك من و ما و فانى حقّ شو * نه خودستا و جفاپيشه و تن آسان باش هميشه بهر رضاى خداى يكتا باش * هماره در طلب نكتههاى عرفان باش بهجز خداى توانا مدد ز غير مخواه * مدام متّكىِ لطف ذات سبحان باش