سيد محمد باقر برقعى

180

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

با خويشتن بيگانه‌ام * آرى مه فتّانه‌ام سوز دلم خاموش كن * امشب بيا در محفلم حل كن معمّاى دلم * سوز دلم خاموش كن مىپرسى اى غمخوار من * حال دل بيمار من سوز دلم خاموش كن * آيم شبى در كوى تو شايد ببينم روى تو * سوز دلم خاموش كن وامق منم عذرا توئى * مجنون منم ليلى توئى سوز دلم خاموش كن * اى عشق بىپرواى من بنگر دل رسواى من * سوز دلم خاموش كن مالك بر اين ويرانه شو * غمخوار اين ديوانه مشو سوز دلم خاموش كن * بهر تو مىخوانم بيا تا جان به تن دارم بيا * سوز دلم خاموش كن ناز و ادايت مىكنم * گاهى صدايت مىكن سوز دلم خاموش كن * روح مرا پژمرده‌اى هرگز غم ما خورده‌اى * سوز دلم خاموش كن با من جفاجوئى مكن * حتى سر موئى مكن سوز دلم خاموش كن * « فرساد » فرسود از محن بر باد شد در اين چمن * سوز دلم خاموش كن