سيد محمد باقر برقعى
148
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
عاجز و ناتوان منم قدرت بيكران تويى * مىزند اين بيان شرر بر دل هر سجود من آتش عشق من چنان شعله كشد بر آسمان * سر زده تا به بيكران از سر شعله دود من راه « فراز » مىروم رفتم و باز مىروم * تا كه به خاك درگهت سر بنهد صعود من اوج عشق مىروم تا عشق را ، معنا كنم * مىروم در عاشقى ، سودا كنم مىروم تا در زمين كربلا * حكم قتل خويش را ، امضا كنم من حسينم ، آن غريب آشنا * مىروم تا عقدهء دل ، وا كنم اين جهان ، جاى چو من آزاده نيست * مىروم تا ترك اين دنيا كنم مىروم تا هرچه دارم در جهان * در ره آزادگى ، اهدا كنم مىروم تا اوج عشق و عاشقى * مىروم هنگامهها ، بر پا كنم مىروم تا بيكران عشق را * ثبت در اين گنبد مينا كنم در سياهى ، نيست پيدا راه حق * مىروم روشن ، شب يلدا كنم من حسينم ، نور چشم مصطفى * مىروم تا دين حق ، احيا كنم نيست ديگر صلح و سازش ، چارهساز * مىروم راهى دگر ، پيدا كنم مىروم هفتاد و دو خورشيد را * روشنىبخش ره فردا كنم مىروم تا اصغر ششماهه را * وارد پيكار با اعدا كنم مىروم تا غيرت عباس را * در اصول عاشقى ابقا كنم مىروم با نطق زينب ، خلق را * باخبر از نهضتى كبرا كنم مىروم با بانگ زين العابدين * ظلم يوسفيانيان ، افشا كنم مىروم تا در دل فصل خزان * نوبهار عشق را ، انشا كنم مىروم تا بر « فراز » آسمان * سير دنيا از ره بالا كنم مىروم با نانگ زين العابدين * ظلم بو سفيانيان ، افشا كنم مىروم تا در دل فصل خزان * نوبهار عشق را افشا كنم