سيد محمد باقر برقعى

120

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اى كاش در روى زمين به گردش شمس و قمر * يك‌لحظه به خرّمى نكرديم نظر گر جمله جهان چو من به غمخوارى زيست * اى كاش نزاد يك‌تنى از مادر تلخ تلخ است جهان زندگانى همه تلخ * هم عيش و شباب و كامرانى همه تلخ يك‌چند سحر كه زنده بودى در دهر * « فانى » همه تلخ و فانى همه تلخ در مدح فاطمهء زهرا و على عليه السّلام نبود فاطمه گر دخت پاك پيغمبر * كجا بدى صدف از بهره يازده گوهر على و فاطمه كفوند گر نبود يكى * نه زوج فاطمه را بُد ، نه زوجه بر حيدر يا ربّ يا ربّ تو ز من گناه بىحد بخشاى * عصيان مرا به خاك احمد بخشاى هرچند مرا جرم فزون ، عفو تو بيش * بر رحم خود و آل محمّد بخشاى جوانى و پيرى جوانى است دل پاكى و سادگى * هم‌ات رادمردى و آزادگى به پيرى ظنين گردى و كژ خيال * فزون اين دو هرچه‌ات فزون‌سالگى