سيد محمد باقر برقعى
784
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
« عشق را يكنفس آواز نكرديم و گذشت » فصلى از عاشقى آغاز نكرديم و گذشت * رو به خورشيد درى باز نكرديم و گذشت لحن موسيقى گل ، ذهن زمان را پر كرد * ما ز رخوت غزلى ساز نكرديم و گذشت دفتر عمر چو افسانه ورق خورد دريغ * از حقايق ورقى باز نكرديم و گذشت بال در بال پرستو به سفر بايد رفت * فصل كوچ آمد و پرواز نكرديم و گذشت بود تابان همه جا شعشعهء عشق ولى * سينه را آينهء راز نكرديم و گذشت لحظههايى است كه ابراز ارادت زيباست * تنگ شد فرصت و ابراز نكرديم و گذشت پشت زندان تحجّر به سر آمد شب غمز * عشق را يكنفس آواز نكرديم و گذشت گفت استاد دَمى بىمى و معشوق مباش * گوش بر خواجه شيراز نكرديم و گذشت