سيد محمد باقر برقعى
741
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
سيم تلگراف حال مَنَت عيان بود از رشتهء و داد * چون سيم تلگراف كه ربط كلام شد ساغر ارباب نظر از خوابوخورت دولت بيدار نبخشند * پيمانهكش ساغر ارباب نظر باش ! پاسبان تو شد سالها كه منظر من آستان توست * جان روز و شب ز ديدهء دل پاسبان توست غرّه مباش ! اى چمن ! غرّه به سرسبزى نوروز مباش * كه به يكطرفه تو را وقت خزان خواهد بود پند عبد على پند از « عبد على » بنيوش ، كاو را در نظر * زين سخنرانى نه خود نامآورى نه شاعريست حكمتانديشيست قصد او و پند دوستان * حقّ بود ، وين نكته از آثار دين جعفريست