سيد محمد باقر برقعى
619
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
نماز عشق وقتى دو چشم مست تو در خواب ناز بود * دل با وضوى خاطرهات در نماز بود گفتم به اشك خويش كنم استخارهاى * تسبيح من گسسته و آن رشته باز بود محراب پاك عشق توام سجدهگاه دل * مهرى ز خاك راه تو در جا نماز بود در كوچههاى پاك مناجات عشق تو * گلبانگ گامهاى تو بس دلنواز بود در ركعت فراق ، تو بودى و اشتياق * دل با نياز روى تو در سوز و ساز بود گفتم به سورهاى شود آرام قلب من * الحمد ، عشق پاك تو دل را نياز بود تصوير من در آينه ديشب شكست و ريخت * در ذرّههاى عشق حضور تو باز بود جار مىزنم در كوچههاى كهنه تو را جار مىزنم * غمنامهها به سينهء ديوار مىزنم ياد تو را به هشتى ويران آرزو * من بر صليب پيكر خود دار مىزنم رگهاى خويش بستهام امشب به جاى سيم * بر پيكر كمانى و من تار مىزنم مانند مهر باطلهام روى سنگفرش * داغ فنا به كوچهء تبدار مىزنم اى خانههاى كهنه مرا خوب بنگريد * دارم ورق به دفتر افكار مىزنم اين كوچه كوچهايست پر از عشق و دوستى * اين خانه جاى اوست كه من زار مىزنم گل كوير اى گل رسته به شنهاى كوير * گشته در دايرهء بخت اسير من و تو زادهء تقدير شديم * هر دو در خلوت خود پير شديم ياد ياران ز نگاهت پيداست * خستگى از رخ ماهت پيداست من و تو سبزه به شنزار شديم * عطش تفزدهء خار شديم من و تو موج كويريم هنوز * به تن خسته اسيريم هنوز من و تو گريهء خورشيد شديم * يأس بنشست به اميد شديم