سيد محمد باقر برقعى
569
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
از فرياد تو مىتوانى در كوچه باغهاى ابريشم ترانههايى با وزن جنگ بخوانى ترانههايى از لحظههاى ويرانى روژين ، دخترم ! يك روز انگشت كوچك عروسك تو در زير چرخ گوشت له شد آن روز چشمان كوچكت يكريز در كنار پنجره باريدند و عروسكهايت هريك به سهم خويش به لهجهء باران با ابر نوبهاران گريستند و عشق روسرى از برگ لاله بر سر كرد .