سيد محمد باقر برقعى

544

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

با سرانگشت محبّت نرم و آهسته و محتاط به در مىكوبد سبدى عاطفه و عشق و غزل تحفه از جنگل سرسبز خيال پاى دروازه دل مىگذارد سر رؤياى جنون تا سحرگه فلق خونين‌رنگ چشم كم‌بين من از ديدهء لطف به گمانى از راست گهرى نامش اشك صدفى نامش دل روشنايى گيرد !