سيد محمد باقر برقعى

532

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مشغول شدم و آن‌گاه به تحصيل عالى ادامه دادم و در رشتهء ادبيات فارسى ليسانس گرفتم و به عنوان دبير در دبيرستان‌ها به كار تدريس اشتغال دارم . » خدابخشى دربارهء آغاز شاعرى خود چنين مىگويد : « اوّل بار ، ناخودآگاه براى يكى از دوستان شهيدم شعرى سرودم . بعد از آن در دانشگاه به علّت بىمهرى استاد نسبت به يكى از دانشجويان دچار اندوه شدم ، بالبداهه شعرى سرودم و با اجازهء استاد قرائت كردم . استاد نه تنها ناراحت نشد ، بلكه مرا تشويق كرد . » خدابخشى اضافه مىكند : « بدين‌طريق در وادى شعر و شاعرى افتادم و در حال حاضر بيش از چهار هزار بيت شعر دارم و بيش از يك‌صد قطعهء آن از طريق راديو استان پخش شده و در سال گذشته به مناسبت ولادت فاطمهء زهرا عليها سلام در مسابقه‌اى سراسرى شركت كردم و رتبهء سوم را احراز كردم و يك سكّهء بهار آزادى دريافت كردم . » گوهر درياى عصمت ؛ فاطمه عليها السّلام گوهر درياى عصمت سرزد از درياى عشق * جوهر معناى عفّت سرزد از معناى عشق شاخهء طوباى نسرين ؛ طاير عرش برين * معنى و الشّمس و ياسين سرزد از طوباى عشق زهرهء زهراى اطهر ؛ طيّب و طاهر بتول * زهرهء درياى هيبت سرزد از ژرفاى عشق ماه خوبان جنان ؛ صدّيقهء صادق‌بيان * شمسهء اعلاى رضوان سرزد از مجلاى عشق گلشن باغ رسالت ؛ مظهر صدق و صفا * پارهء جان محمّد سرزد از مبناى عشق خُلق او خُلق پيمبر ؛ نطق او نطق پدر * همسر و همپاى حيدر سر زد از ميناى عشق خشم و خشنودى او ، خشنودى و خشم خدا * فاطمه امّ ابيها سرزد از مأواى عشق اسوه‌اى بوده‌ست و هست بر بانوان بود و هست * همچو مريم بنت عمران سرزد از عنقاى عشق وارث مُلك فدك ؛ خورشيد رخشان فلك * آن خطاب آتشينش سرزد از فحواى عشق در مقامش « هَلْ أَتى » خوش آمد از سوى خدا * « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى » سر زد از كرناى عشق گوهر پاكش نهانى با دو صد آه و دريغ * تا در آغوش زمين شد سرزد از اعلاى عشق