سيد محمد باقر برقعى

507

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

صلاح نيست . خداوند او را به راه صلاح هدايت فرمايد . كعبهء دل آنان كه حجّ براى رضاى خدا كنند * بهتر نخست خلق خدا را رضا كنند قومى كه دِين خلق به گردن گرفته‌اند * شايسته نيست دِين خدا را ادا كنند حجّ مىروند بهر نمايش ميان خلق * و اندر نهان دو صد عمل ناروا كنند گر آبروى خسته‌دلى را به زر خرند * بهتر كه كعبه‌اى ز سر نو بنا كنند كعبه است خشت و گل كه خليلش بنا نمود * طوف قلوب در حرم كبريا كنند حقّ است آشناى غم دل‌شكستگان * مردان حقّ معامله با آشنا كنند اندر وجودشان ز صفا نيست ذرّه‌اى * آن‌گاه سعى مروه و كوه صفا كنند مرغ حرم كُشند وز خون گلوى او * در حال گريه بر كف دستان حنا كنند غافل كه صد گناه به درگاه كردگار * بهتر ز حجّ كعبه ، كه روى ريا كنند آنها كه غم ز بهر ضعيفان نمىخورند * بايد ز ذكر نام مسلمان حيا كنند در حيرتم به دورهء كوتاه زندگى * اى « صالحى » تظاهر بىجا چرا كنند سرمشق خويش گر بنمايند كار حقّ * بهتر « كه خاك را به نظر كيميا كنند » در توصيف مسجد جمكران قم بود به جمكران مسجدى رفيع و عظيم * كه جبرئيل نمايد به درگه‌اش تكريم بهشت عَدن و عبادتگه خواص و عوام * حريم امن امامان واجب التّعظيم به ارج و قرب فزون‌تر ز مسجد الاقصى * به رتبه ثانى رضوان مقام اهل نعيم گزافه نيست كه باشد نسيم بارگه‌اش * عبيرخيز و مصفّا ، چو چشمهء تسنيم مسلّم است كه بر پاسبانى حرمش * صباح و شام جيوش ملائك است مقيم به سيصد و نود و سه ز هجرت نبوى * به امر حضرت حجّت گرفته شد تصميم كه اين بناى بزرگ و رفيع اسلامى * شود مكمّل اقدام جدّش ابراهيم