سيد محمد باقر برقعى

355

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

خشكيد ؟ مثل يك اتّفاق قديم عصر مغموم تاك دورهء زرد كولاك بود فصل منظومهء دودهاى مخيّل * زندگى مثل گويى كه بايد بچرخد مدّتى دور زد بعد در لابه‌لاى زوال فراگير انبوه برگ در زواياى تاريك ذهن پريشيدهء باغ مثل يك اتفاق قديمى فراموش شد . * فصل‌هاى مخدّر گذشت سال‌هاى مكرّر رسيد عصر فانوس افسوس ايران * آخرين روزهاى بهارى قديمى اوّلين روزهاى زمستان تقدير محتوم بود مىتوانستم از متن شوريدهء باغ سطر در سطر تاريخ محزون آن كوچ‌ها را بخوانم روزها مثل يك آه كوتاه شب به اندازهء درك تدريجى فصل‌هاى مكرّر ، دراز .