سيد محمد باقر برقعى
86
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
غير غم كس نيست « خرم » در جهان * با تو گردد همدم همراه آه افسانهء عشق عشق را افسانه كردى يا حسين * عقل را ديوانه كردى يا حسين در ره معبود بىهمتاى خويش * همتى مردانه كردى يا حسين تا قيامت در دل اهل ولا * منزل و كاشانه كردى يا حسين كرد شمع بىزوال خويشتن * عالمى پروانه كردى يا حسين جان و مال و هستى خود را فدا * در ره جانانه كردى يا حسين جرعهنوشان مى توحيد را * سرخوش از پيمانه كردى يا حسين خويشتن را بهر صهباى شهود * ساقى ميخانه كردى يا حسين كاكل اكبر به هنگام وداع * از محبت شانه كردى يا حسين اصغر شيرين زبانت را چو گل * هديهء جانانه كردى يا حسين العطشگويان طفلان از قفا * گوش كردى يا نكردى يا حسين از براى شاميان بىوفا * گنج در ويرانه كردى يا حسين ذكر يا رب يا رب اندر قتلگاه * با خدا مستانه كردى يا حسين عالمى را در عزاى خويشتن * تا ابد غمخانه كردى يا حسين در فراقت « خرم » دلخسته را * استن حنانه كردى يا حسين يا حسين اى كه عالم همه ايجاد به فرمان تو شد * هستى كون و مكان خلق ز امكان تو شد مادرت امابيهاست ؟ نه بل ام خداست * چونكه ثاراللهى و خون تو برهان تو شد