سيد محمد باقر برقعى
655
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
بىتو اى سرو دلآزار چمن * چهره هر روز پرآژنگتر است فروغ بىمثال سرچشمهء فيض لايزال است حسين * مرآت خداى ذوالجلال است حسين خورشيد ، كنايتيست از عارض او * هرچند فروغ بىمثال است حسين بلاگردان بيا تا جان كنم قربانت اى دوست * شوم امشب بلاگردانت اى دوست اگر آهى نباشد در بساطم * ز خونِدل كنم مهمانت اى دوست انقلاب سخن « 1 » مست مستقيم از شراب سخن * جلوه داريم از آفتاب سخن همچو گلهاى نوبهار كنيم * جان معطر ز عطر ناب سخن دل كجا بسپرد به مهرويان * آنكه گرديد كامياب سخن دل اگر سختتر ز سنگ بود * نرم گردد ز بازتاب سخن با سخن انس گير زان كه گهى * شير نرمى شود مجاب سخن « صائم » آن يك يا ز عرصهى شعر * زده شيرازه بر كتاب سخن آنكه در نظم ، آهنين چنگ دست * مىسزد خوانمش عقاب سخن كرده در شهر مجمعى بنياد * تا گشايد هزار باب سخن همه اعضاى محفا از ادبا * ذىفنون اندر انتخاب سخن همه صاحب نظر به شعر در نى * همه استاد با حساب سخن همه اذعان كنند با اين بزم * به وجود آمد انقلاب سخن همه نامآوران ملك ادب * همه آگه ز پيچوتاب سخن همه « سرشار » از ظرافت ذوق * همه در سوز و التهاب سخن رونقافزاى محفل است « شريف » * محفلآرا بود « شهاب » سخن با تلاش مدام « صائم » هست * انجمن شاهد شتاب سخن
--> ( 1 ) - به مناسبت هفدهمين سال بناى انجمن ادبى سخن كاشان سروده است .