سيد محمد باقر برقعى

653

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

يا حسين عليه السّلام همه خواهيم از خدات ، حسين ! * كه بميريم با ولات ، حسين ! هر زمان اشك ما تمام شود * خون بباريم در عزات ، حسين ! عاشقان چون كبوتران حرم * پرزنانند در هوات ، حسين ! عمر در انتها و مانده هنوز * بر دلم داغ كربلات ، حسين ! از تو رخشنده‌تر چراغى نيست * اى بهين كشتى نجات ، حسين ! مهر با آن جلال و فرّ و شكوه * جبهه سايد به خاك پات ، حسين ! نزد انديشه‌ات فرود آرد * سر تعظيم ، كائنات ، حسين ! جز تو كس در ره عقيده نخواست * مرگ را بهتر از حيات ، حسين ! خون پاكت اگر نبود ، نبود * اسمى امروز از صلات ، حسين ! نتوان داد شرح قدر تو را * كه خداى است خون‌بهات ، حسين ! بزم آزادگان به عشق تو گرم * جان شايستگان فدات ، حسين ! با كه گويم كه تشنه كام شدى * سر جدا بر لب فرات ، حسين ! سوخت جانم از اين بليّه كه گشت * خاك تفتيده متكات ، حسين ! جان زهرا به جانب « سرشار » * نظرى كن ز التفات ، حسين ! چوب وجدان مرد را سازد تهىدستى ، هراسان بيشتر * شاخهء بىبار مىلرزد ز توفان بيشتر وسعت داغ دل ما ، مردم آزرده را * مىتوان فهميد از چاك گريبان بيشتر محتسب تا هست در فكر سروسامان خويش * مىشود اوضاع مردم نابسامان بيشتر پيش ما اين قدر تعزيرات قاضى سخت نيست * لرزه بر جانم فتد از چوب وجدان بيشتر فقر ، استعدادپرور هست ، آرى ، ديده‌ايم * گنج پيدا مىشود در كنج ويران بيشتر بوسه بايد بر زبان خامه زد ، زين‌رو كه هست * قدرت تاثير او از آب حيوان بيشتر گرچه هركس داده بر « سرشار » آزادى ، ولى * سوخت همچون شمع محفل پاى ياران بيشتر