سيد محمد باقر برقعى

640

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

به ياد مظلومين بوسنى و هرزگوين مشادگران تا كوچهء شب ، منزل بيدادگران است * سيل است كه هم شانهء فريادگران است با خون بهار و قلم عشق نوشتند * خطّى كه به ديباچهء آزاد گران است كى قلّهء يخ‌بسته كشد بال بر آفاق ؟ * تا شعلهء داغِ دل مردادگران است خورشيد اگر خنده زند ، بال گشايد * چون مشعل شب‌گيرى ارشادگران است درياى محبّت ، كرمش يك‌دو گهر نيست * كوهيست كه در كفّهء دل‌شادگران است بازار طرب ، رنج به چيزى نخريدست * غوغاى فروشِ شعفِ دادگران است جز رعد ، چه كس بوسه زند قلّهء جان را ؟ * جز كوه ، كجا منزل فرهاد گران است ؟ محتاج خسى نيست كسى كاو جگرى داشت * كاين سوخته از خانهء شمشادگران است در رهگذر عشق ، بسى حلقه نهادند * نابود هرآن‌كس كه ز پولادگران است