سيد محمد باقر برقعى

562

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

از لاى بوته‌هاى تمشك * به آب مىسپرى به اين چمن كه چمن نيست * به اين سكوت كه مىآيد * از كنار افق و ساقه‌ها را * از خواب مىكند بيدار * نياز دارم ، آرى كنار مزرعه مىمانم * مترسكى شده‌ام پاسدار آب و * علف پرنده‌ها همه در پاى بوته‌ها خواندند * هزار ساقهء گل ناشناس در كف باد گلاب تازه فشاندند و * دست افشاندند مهى رسيد و * لب رودبار چادر زد * به ياد « ليلى » در جام لاله‌هاى وحشى * شراب كهنه خوش است بگو چگونه توان مرد * پاى بوته‌ى گل ؟