سيد محمد باقر برقعى
56
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
پيامبر عشق اى دختر آزادهء زهرا زينب * اى مست مى از بادهء زهرا زينب درد و غم حرمان على مهر تو شد * اى وارث سجادهء زهرا زينب ديدار يار آغشته به خون و سر جدا مىرفتى * اى روشنى ديده كجا مىرفتى همراه تو از دو ديدهام نور گريخت * روزى كه به ديدار خدا مىرفتى اشك غم وقتى سر تو ز نيزه بالا گرديد * در عرش از اين واقعه غوغا گرديد آنقدر به پاى سر تو گرييدم * تا آنكه خجالتزده دريا گرديد سرو سرفراز اى جسم به خون تپيده برمىگردم * اى روشنى دو ديده برمىگردم امروز تو سرو سرفرازم كردى * فراد ز غمت خميده برمىگردم