سيد محمد باقر برقعى

507

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

بنام‌هاى « پيكى براى صلح » و « پا به پاى قاف » و « از قبيلهء عياران » و « شب قطبى » و « شعر دشتى و دشتستان » و آثار ديگر او « ترانه‌هاى فايز » و « نهضت تنگستانيان در شعر شاعران » و « هزار و دويست ترانه از بوشهر » . نماز عشق تمام شاديم از مهر بىكرانهء اوست * فصول درس من از عشق جاودانهء اوست نمىرود ز سرم گر نشاط و مستى عشق * عجب مدار كه از ساز شادمانهء اوست ز خود نشانى و نامى نمىتوانم داد * كه هرچه هست ز پيوند و از نشانهء اوست نوشتم آنچه و گفتم به نام شعر و سرود * تبلورى ز حكايات و از ترانهء اوست به دام فتنه اگر روزگار كردم طى * ز سحر و شعبدهء دامها و دانهء اوست سرود فتح اگر سر دهم به قلهء عشق * يقين ز عاطفه و عزم فاتحانهء اوست كرامتى كه برآمد ز دست و از دل ما * ز به من فيض و شكر خند بىكرانهء اوست « دعاى گوشه‌نشينان » اگر بگيرد بال * ز همت نظر و راى عالمانه اوست شهاب و آتش عشقى كه خفت در دل ما * يقين كه از قبل نور آشيانهء اوست نماز عشق نخوانم مگر به درگه دوست * كه قبله‌گاه محبت حريم خانهء اوست غبار سرمه غبار سرمه نشاندى به روى تار گلويم * شهاب شعله فكندى به لاله‌زار گلويم نشسته‌اى به كمينگاه وقت و فرصت دلخواه * كه ترك‌وار بتازى تو بر حصار گلويم شنيده‌اى كه هوارم رسيده تا به سر كوه * بر آن سرى كه ز بن بركنى هوار گلويم نهال عشق نشاندم به گلستان سخن ، ليك * تگرگ مرگ بباريد بر شيار گلويم نداى مرده‌دلى ، راه شادمانى من زد * گسست دست زمان ، تاروپود تار گلويم چو با دو دست محبت به سويت آمده بودم * بساخت دست عذابت به خيره ، كار گلويم غراب هرزه درا با نواى نيمه‌شب خود * شكسته شوق غزل‌خوانى هزار گلويم