سيد محمد باقر برقعى

486

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

در رهگذر دشمن چون خاره سنگ سخت * در زير پاى و دست حرير است طالقان سالار بار قافلهء علم و دانش است * بوم و بر وكيل و وزير است طالقان در آسمان صاف و بلند هنر هنوز * تابنده همچو بدر منير است طالقان درويش خان به دامن خود پرويده است * بر صد هنرسراى دبير است طالقان مهد اميرخانى و درويش و بوذرى است * خاك عماد ، شهره به مير است طالقان اين خاستگاه پاك و عزيز و نگار ماست * از رمز و راز عشق خبير است طالقان از ديرباز پيرو دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله است * جسم حقير و روح خطير است طالقان گر سرفراز مانده و نستوه و مشك بيز * ز انفاس « طالقانى » پير است طالقان اين جلوه‌گاه حضرت صاحب زمان بود * بر درگه‌اش نديم و نصير است طالقان سيبش چو روى دختركانش سپيد و سرخ * زين رنگ و بوى بر همه چيره‌ست طالقان از سبزه و شكوفه به ارديبهشت‌ماه * بىشبهه بىشبيه و نظير است طالقان آنگه كه باد زلف چمن شانه مىزند * در پرنيان سبزهء خُجير است طالقان هر روز و شب ز نعرهء مرغان جفت جوى * ميعادگاه ناى و نفير است طالقان از بوى جويبار و چمنزار و چشمه‌سار * در لابه‌لاى مشك و عبير است طالقان گه‌گه به گرم‌گرم چكاچاك ابرها * تارى چو روى شسته به قير است طالقان شب با ستارگان درخشان و روز هم * در آسمان آبى سير است طالقان پيرانه سر هواى جوانيش آرزوست * بر پيرىاش مخند كه شير است طالقان تشريف شهر گرچه نپوشيد قامتش * بىنام شهر نيز شهير است طالقان با آنكه از ادارهء خويش عاجز آمده‌ست * در جاى جاى مُلك مدير است طالقان بر عاشقان خاك وطن روزگارها * پاكيزه خو مشار و مشير است طالقان هرچند در مسير ادب سير مىكند * در تنگناى فقد مسير است طالقان ره چون نبرده جانب مازندران به ناز * در بند ديو فقر اسير است طالقان رودش سبك عنان ره دريا گرفته پيش * زين روى تشنه‌لب چو كوير است طالقان