سيد محمد باقر برقعى
479
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
خيلى چيزها بىتو انديشيدهام كمتر به خيلى چيزها * مىشوم بىاعتنا ديگر به خيلى چيزها تا چه پيش آيد براى من ! . . . نمىدانم هنوز * دورى از تو مىشود منجر به خيلى چيزها غير معموليست رفتار من و شك كرده است * - چند روزى مىشود - مادر به خيلى چيزها نامههايت . . . عكسهايت . . . خاطرات كهنهات . . . * مىزنند اينجا به روحم ضربه ، خيلى چيزها هيچ حرفى نيست دارم كمكم عادت مىكنم * من به اين افكار زجرآور ، به خيلى چيزها مىروم هرچند بعد از تو برايم هيچچيز . . . * بعدِ من امّا تو راحتتر به خيلى چيزها . . . آقا چه شد من ، ميز قهوهخانه و چايى كه مدتيست . . . * هى فكر مىكنم به شمايى كه مدتيست . . . يكلنگه كفش از تو بهجا ماند و من هنوز * در جستجوى سيندرلايى كه مدتيست . . . با هر صداى قلب ، تو تكرار مىشوى * ها ! گوش كن به اين اپرايى كه مدتيست . . . هر روز سرفه مىكنم اندوه شعر را * آلوده است بىتو هوايى كه مدتيست . . . ديگر كلافه مىشوم و دست مىكشم * از اين رديف و قافيههايى كه مدتيست . . . كاغذ مچاله مىشود و داد مىزنم : * آقا چه شد سفارش چايى كه مدتيست . . .