سيد محمد باقر برقعى
448
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
قوس و قزح چشمان تو * به قوس و قزح ماند انبوه رنگها * لبريز از طراوت باران به باغ صبح سرشار از خيال * امّا هنوز از عاشقان گمشده در لحظههاى دور * تا لحظههاى ما هرگز كسى نگفت * قوس و قزح به رنگ چه مىماند من عاشقم . وعدهگاه كوچهها امشب چراغان باد * پاى ما راهوار لحظهء رفتن بهسوى وعدهگاهم را دهد پيغام * عقربكها ، تكتك ساعت واى ! اگر امشب نباشد در خيالش لحظهى ديدار * جايگاه خلوت ميعاد انتظارش را چه خواهم كرد .