سيد محمد باقر برقعى

399

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

يا رب اثر كى مىكند آه شبانه * كى مىرسد ما را ز كوى او نشانه ما جمع و او تا كى نهانست از ميانه * دنبال او تا كى روان ، خانه به خانه تا كى بنالد از فراق او « رضائى » * تا كه ميان ما و او باشد جدايى سود و زيان دل بدنبال تو اى دوست روانست هنوز * مركز عشق تو اى جان جهانست هنوز سر من گوى بچوكان ولاى تو بود * سينه‌ام مركز اسرار نهانست هنوز چشم از هر دوجهان بسته باميد وصال * ديده‌ى دل بسوى تو نگرانست هنوز غافل از ياد تو اى دوست نباشم هرگز * روز و شب نام توام ورد زبانست هنوز كوى و برزن بسراغ توهمى مىگردم * توسن عشق من اندر جولانست هنوز هركجا مىگذرم زمزمه‌ى عشق تو است * عاشق چهره‌ى تو پير و جوانست هنوز محو گردد ز دلم هرچه به غير تو بود * دلم از غير تو بىنام و نشانست هنوز لاف عشق تو كجا و من افتاده ز پا * كه خيالم همه‌شب سود و زيانست هنوز كوته از دامن تو دست « رضائى » باشد * بين ما فاصله طول زمانست هنوز