سيد محمد باقر برقعى

396

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

من دُر كش مست نشينم بكنارى * با دلبركى سيم‌تن و سيم‌بر امشب ساقى تو بده باده نه از بادهء ديشب * مطرب تو بزن چنگ و نواى دگر امشب از منظرهء ماه و كواكب شده پيدا * كايد شب هجران من آخر بسر امشب آن ناله‌ى جانسوز كه آتش زده جان را * در ساحت معشوق نمايد اثر امشب ماهى بدرخشيد كه از پرتو رويش * روشن شده يكسر همه‌ى بحر و بر امشب پروانه صفت من ببر شمع وجودش * از شوق بسوزم به خدا بال‌وپر امشب بانگ زهق الباطل و جاءالحقم آمد * گويا كه رسد حجت ثانى عشر امشب روبه‌صفتان هر طرفى روى نهادند * شيرى ز پى جمله شده حمله‌ور امشب پيچيده شده رايت ظلم و ستم امروز * افراشته شد پرچم فتح و ظفر امشب اى منتظران منتظر امشب به نشينيد * كآن پادشه دادگر آيد ز در امشب اى باد صبا از ره يارى تو خدا را * بنماى بكويش ز وفا تو گذر امشب برگوى كه اى حجّت حق سرور و سالار * از لطف نما سوى « رضائى » نظر امشب اشك شوق بگوشم مژده‌اى آمد كه مىآيد نگار من * باميدى رسد امشب دل اميدوار من بدان اميد كافتد پرتوى ز آن ماه بر رويم * نخوابد تا سحر اين ديده‌ى اختر شمار من چرا مىسوز امشب بيشتر جانم ز هجرانش * گمانم مىرسد امشب بپايان انتظار من گمان دارم نسيم وصل بر جانم وزد امشب * كه امشب بيشتر آتش گرفته قلب زار من نمىدانى ز هجرش تا سحر بيدار مىباشم * نمىدانى سيه گرديده چون شب روزگار من