سيد محمد باقر برقعى
383
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
احساس زندانى روز آزادى من * بارانيست و من * صورتم را به آسمان مىگيرم تا باران را * بوسهباران كنم و در بارش * با پيراهنى از كرباس چرخان چرخان * بگردم و پس از باران ؟ * در مركز كوير وطن زير ستاره * بىآسمانه بىديوار * بخوابم ؛ و در سپيد دم زلال * زلال برخيزم و از چارسو * به افق روشن ، سلام دهم - نه به سنگ و سيمان .